ضرب وشتم و مجروح کردن حضرت زهرا(س)

خرید بک لینک

از دیگر حوادث ناگوار این بوده که حضرت صدیقه طاهره(س) را مورد ضرب و شتم قرار دادند. جدای از سقط جنین، مورد ضرب قرار دادند. این جهت بیشتر در آن هنگامی بوده که بر اساس روایات، آمدند امیرالمؤمنین را به عنف و با قهر میکشیدند و به طرف مسجد میبردند، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) آمدند امیرالمؤمنین را گرفتند.

صاحب کتاب جنات الخلود میگوید تعداد زیادی حضرت امیر را میکشیدند و فاطمهی زهرا هم لباسهای امیرالمؤمنین را گرفته بود میکشید و نتوانستند غالب شوند. لذا دومی به قنفذ گفت دست فاطمه را کوتاه کن. او شروع کرد به زدنِ حضرت زهرا، لکن تنها ایشان نبوده.

اجازه بدهید در رابطه با لطم و جرحی که وارد شده، روایت امام حسن(سلام الله علیه) را هم عرض کنم که احتجاج نقل کرده؛ در مجلس معاویه وقتی صحبتهایی شد و شروع کردند، عمروعاص بود، مغیره بود، دیگران بودند، شروع کردند نسبت به امام مجتبی(ع) اهانت کردن، حضرت پاسخ یکایک آنها را داد، تا نوبت رسید به مغیره، فرمود «أمَّا أنتَ یَا مُغَیرَة أَنْتَ ضَرَبْتَ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) حَتَّى أَدْمَیْتَهَا»، فرمود این تو بودی که مادرم فاطمه را آنقدر زدی که او را خون آلود کردی.

بنابراین تنها مسئلهی سقط جنین نبوده است. هجمهی به دار را عرض کردیم، هجوم به خانه را بیان کردیم که اینها چیزهایی بود که در گذشته عرض شد. خود ابوبکر هم به این مسئله تصریح میکند که ما رفتیم داخل خانه فاطمه، من دستور دادم بروند و میگفت ای کاش من در خانه را باز نکرده بودم.

یکی هم مسئلهی سقط جنین بود، یکی هم ضرباتی بود که بر حضرت صدیقه طاهره وارد شده بود.

روایت دلائل الامامة را هم از ابی بصیر عرض کنم، در آن روایت دلائل الامامه هم آمده، حضرت میفرمایند « و کان سبب وفاتها أنّ قنفذ مولى فلان لَکَزَها بنعل السیف بأمره فأسقطت محسنا»؛ در نسخ دلائل الامامة؛ «وکزها» دارد، بعضی از نسخ «لکزها» دارد، «وکز» همینطوری که در عبارت هست، مثلاً غلاف شمشیر را میگویند یا تهِ شمشیر را میگویند، اما بعضی از نسخ «لکزَ» دارد که در لغت چیزی میگویند که سر تیزی داشته باشد و سوراخ کند.

اگر «لکز» باشد چیزی بوده که پهلو را سوراخ کرده و اینکه در روایتی وارد شده مقداد وقتی از دفن فاطمه برمیگشت برخورد کرد به آن دو نفر و گفتند از کجا برمیگردی؟ گفت از دفن فاطمه برمیگردم. گفت عجب! فاطمه را دفن کردید؟ شروع کرد به اهانت کردن به مقداد. مقداد گفت من از امیرالمؤمنین شنیدم دیشب که فاطمه را دفن میکردیم هنوز از پهلو و پشت زهرا خون میرفت.

السلام علیک یا بنت رسول الله

جَرعَاها مِن بعدِ والدها            الغیض مِرارا فَبئس ما جَرعَاها
وکذا أَخبَر النبیُ بِأنَّ               الله یَرضى سبحانه لرِضَاها
لا نبیُّ الهُدى اُطیع ولا            فاطمةُ أکرِمَت و لا حَسَناها
وَ حُقُوقُ الوَصیِّ ضُیِّعَ منها       مَا تَسامَی فِی فِضلِهِ وَ تَنَاهَی
ولأی الأمورِ تُدفَنُ سِرّاً            بِضعَةُ المصطفى ویُعفَى ثَرَاها

من پهلویم شکسته و تو دل شکستهای             من بر تو گریه میکنم و تو، به من علی
من سینه خُرد گشته و تو سینه سوخته             من با تو گفتم و تو به کس دم مزن علی
گفتم به شب کفن کن و شب دفن کن ولیک        از تن نمانده هیچ برای کفن علی

صدا زد یا علی نه سال تو خانه تو بودم، «مَا عَهِدْتَنِی کَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُکَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِی»؛

کنار بستر زهرا نشسته بود تا این جمله را شنید برخی نقل کردند از جا برخواست، آمد سر فاطمه را گرفت به سینه چسبانید، «فبکیا ساعة»، سفارش بچه ها رو کرد.

از برخی روایات استفاده میشود یک نگاه کرد دید زینب پایین پا نشسته، با همان حال، زینب را در آغوش گرفت، صدا زد یا علی بچه های من دیروز پیغمبر را از دست دادند، امروز هم دارند بی مادر میشوند. به آنها محبت کن.

کانون فرهنگی هنری سراج ا..ملک آبادآستانه...

ما را در سایت کانون فرهنگی هنری سراج ا..ملک آبادآستانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 20:11

صفحه بندی